واقعا دلم میخواد از زندی بپرسم
چطور میتونه انقد ناعادلانه باشه ؟
ɳ૦ ɳαɱҽ:
خیلی وقته نبودم
اونم واسه جریان دوران پسا عمل بابام بودش
از این ب بعد هستم و مینویسم
برچسب: نویسنده: رضا اکبری تاريخ: يکشنبه 31 فروردين 1399 ساعت: 4:58
سال های بود ک انتظار نور می کشیدیم
پرده های شب را دریدیم
پنداشتیم ب آرزوی دیرینه رسیده ایم
اما آنچه اطرافمان بود
ظلمات بود
فقط ظلمات
ɳ૦ ɳαɱҽ:
این عشق نبود
این چیزی بود فراتر از عشق
این ی جنون عاطفی بود
برچسب: نویسنده: رضا اکبری تاريخ: يکشنبه 31 فروردين 1399 ساعت: 4:58
زمانی فکر میکردم
بدترین چیز در این دنیا
تنها ماندن است
اما اینطور نیست
بدترین چیز این ک
با آدم هایی باشی
ک ب تو احساس تنها بودن میدهند.
ɳ૦ ɳαɱҽ:
چیزی که سرنوشت انسان را میسازد استعدادش نیست، انتخابش است اینکه چه کسی و چه مسیری رو انتخاب میکنید
برچسب: نویسنده: رضا اکبری تاريخ: يکشنبه 31 فروردين 1399 ساعت: 4:58
کاش یک جای بهتر
ی زمان بهتر
حتی تو ی دنیای بهتر
باهم آشنا میشدیم،
ی طوری کدوستت دارم گفتنم فايده ای داشت !
ɳ૦ ɳαɱҽ:
چرا حاضرید دماغتونو لباتونو هزار جای دیگتونو عمل کنید
تا ظاهرتون عوض بشه
ولی وقتی بحث اخلاقتون میرسه، میگید من همینم ک هستم
برچسب: نویسنده: رضا اکبری تاريخ: يکشنبه 31 فروردين 1399 ساعت: 4:58
تنها بودن خیلی خطرناک و اعتیادآوره
چون وقتی متوجه بشی تنهایی چقدر آرامش بخشه
دیگه نمیخوای با مردم سر و کله بزنی
ɳ૦ ɳαɱҽ:
ترجیح میدم تنهایی برم
جایی که هیچکسو نمیشناسم
تا اینکه میون این همه آشنا تنها باشم...
برچسب: نویسنده: رضا اکبری تاريخ: يکشنبه 31 فروردين 1399 ساعت: 4:58
برچسب: نویسنده: رضا اکبری تاريخ: يکشنبه 31 فروردين 1399 ساعت: 4:58